4) انگیزه: ﻣﺪﻴﺮﺍﻥ باید از فرضیه انگیزش و اینکه کارمندان چگونه پرانگیزه می شوند آگاه باشند.زیاد پیش می آید که ﻣﺪﻴﺮﺍﻥدو اشتباه رایج را مرتکب شوند.یکی اینکه فکر می کنند آن چه به خود آن ها انگیزه می دهد برای کارمندانش هم انگیزنده است.برای مثال کار کردن برای ساعات طولانی ممکن است برای یک ﻣﺪﻴﺮمشکل زا نباشد و حتی ایجاد انگیزه کند ولی برای کارمندی که زندگی شخصی اش برایش از اهمیت برخوردار است ناامید کننده است. 

 

اشتباه دیگری که ﻣﺪﻴﺮﺍﻥزیادی مرتکب می شوند این است که گمان می کنند مشوق های مختلف برای همه کارمندانشان به یک میزان ایجاد انگیزه می کند. سخت بتوان از این اشتباه بزرگتری مرتکب شد. برخی عوامل که برای دسته ای از کارمندان عامل تشویق و انگیزه است برای برخی دیگر کسل کننده و انگیزه کش است. ﻣﺪﻴﺮﺍﻥباید قادر باشند بین انگیزه های ذاتی و خارجی تمایز قائل شوند.حقیقت این است که انگیزه ها معمولا ذاتی هستند نه خارجی. بنابراین ﻳﮏﻣﺪﻴﺮباید مطمئن شود که مشوق خارجی در هماهنگی با دست کم یکی از انگیزه های درونی کارمندش باشد.ﻣﺪﻴﺮﺍﻥممکن است در کارمندانشان به شیوه های مختلف ایجاد انگیزه کنند تا عوامل ایجاد انگیزه خارجی با عوامل انگیزشی داخلی وی هماهنگ شوند. این شیوهها از قرار زیرند:

 

الف) انگیزش از راه چالش:این شیوه از طریق اختصاص هدف برای کارمندان انجام می شود.اهداف باید قابل دستیابی و با معنا باشند و در طی فرایند رسیدن به اهداف یک رهبر باید به
کارمندش بازخوردهای سازنده بدهد.
این اهداف باید با شخصیت و کرامت کارمند سازگار باشند،

 

ب) انگیزش از طریق کنجکاوی: ﻣﺪﻴﺮﺍﻥ می توانند کارمندانشان را از راه تخصیص پروژه هایی که باعث برانگیختن حس کنجاویشان شود پرانگیزه کنند،

 

ج) انگیزش از راه رقابت:می توان با ایجاد یک محیط رقابتی در کارمندان ایجاد انگیزه کرد.با این وجود باید توجه داشت که رقابت برای برخی کارمندان انگیزه کش است و همچنین ممکن است به کار گروهی ضربه بزند،

 

د) انگیزش از راه همیاری:کارمندان می توانند با تشویق شدن به همیاری بر سر پروژه هایی پرانگیزه شوند.در این مورد یکی از نکات کلیدی هنر رهبری، انتخاب افرادیست که باید با هم همکاری کنند. ﻣﺪﻴﺮﺍﻥ باید بدانند که برخی شیوه های همکاری در ایجاد انگیزه موفق ترند.. موفقیت این شیوه به میزان پرورش مهارت های ارتباطی میان کارمندان بستگی دارد.

 

ه) انگیزش از راه قدردانی: هر انسانی نیاز دارد که وقتی با دیگران تعامل میکند قدر و منزلتش دانسته شود. ﻣﺪﻴﺮﺍﻥ باید آگاه باشند که تحسین کردن (یعنی دادن بازخورد های مثبت به)کارمندانش یکی از موثرترین راه ها برای تشویق و ایجاد انگیزه در آنهاست.در ﻣﺪﻴﺮﺕ ارتباطی، ﻣﺪﻴﺮﺍﻥ باید از انتقاد دایمی از عملکرد بد کارمندان خود برحذر باشند که این کار حاصلی جز بی انگیزه کردن کارمندان ندارد. در عوض آن ها باید مشوق عملکردهای مثبتشان باشند و وقتی هم ازکارمندی مشکلی سر زد از او حمایت کنند.

 

ﻣﺪﻴﺮﺍﻥ برای تشخیص عوامل انگیزش کارمندانشان باید با آن ها صحبت کنند و دریابند چه چیزی برایشان ارزشمند است و مشاهده کنند چه شیوه ای در مورد آن ها بهتر جواب می دهد. ﻣﺪﻴﺮﺍﻥ همچنین همواره باید مراقب عواملی باشند که انگیزه ها را ازبین می برد و به محض تشخیصشان این عوامل را حذف کنند. بنابراین آن ها باید همیشه به خودآگاهی خود و تلقی دیگران از خودشان توجه داشته باشند. درسمینارها، ما در مورد نظریه های مختلف انگیزش نظیر نظریه وای، نظریه بهداشت انگیزش دو عاملی و سلسله مراتب نیازها و انگیزشها برای دستاورد ها صحبت می کنیم.



© M.Khorasani Consulting