5) فرایند های تنظیم هدف:در هر سازمانی تنظیم اهداف یکی از مهمترین ابزارهای مدیرتی به شمار می آیند. مدیرکل بر اساس استراتژی ها و انتظارات شرکت سهامی اهدافی را در سطح راهبردی تعیین می کند. این اهداف به مدیران میانی و سایر زیردستان داده می شود که می توانند اهداف راهبردی یاد شده را به اهداف مشخص تر روزانه بشکانند و به کارمندانشان وظایفی محول کنند تا با انجام آن به این هدف ها برسند. مدیران ممکن است اهدافی برای کارمندانشان تعیین کنند که از فرمول: معین بودن، قابل ارزیابی، بدست آمدنی، واقع بینانه و زمان دار، پیروی کنند.

 

برای تنظیم اهداف باید مشخص باشد چه کسانی باید به این اهداف برسند و اساسا روشن شود چه کارهایی باید انجام شوند،مکانی که در آن باید به این اهداف رسید، پیش نیازها و محدودیت ها نیز باید معین شوند و مزایای دست یابی به اهداف نیز بیان شود/ تا جایی که ممکن است اهداف را باید طوری تعیین کرد که قابل ارزیابی و سنجش باشند. البته چنین مطلوبی بیشتر در مورد اهداف کمی صدق می کنند.برای قابل ارزیابی نمودن اهداف باید سوال هایی از قبیل "چه میزان؟"و "چه تعداد؟" پرسید.اهداف باید قابل دست یابی باشند وگرنه حاصلی جز از بین بردن انگیزه کارمندان ندارند.اهداف باید واقع بینانه هم باشندیعنی کارمندان باید در خود توانایی و اشتیاق دستیابی به آنها را ببینند. تا زمانی که آن ها مشتاق باشند و اهداف را در حوزه توانایی خود ببینند هر چقدر هم که آن اهداف بلند باشند به آن می رسند.اهداف باید زمان دار نیز باشند، یعنی یک چارچوب زمانی برای رسیدن به آن ها تنظیم شود.

 

بر پایه این اصول رهبران باید میزان سختی هدف را در نظر داشته باشند.افزایش سختی هدف می تواند کارمندان را مشتاق تر یا بی انگیزه تر کند. رهبر حتما باید اهداف را به روشنی مشخص کند تا هیچ ابهامی برای کارمندان باقی نماند.همچنین از مدیران انتظار می رود به کارمندانشان بازخورد دائمی بدهد تا کارمندان در صورت لزوم برای رسیدن به اهداف، راهبردهای خود را به نحو مناسبی تنظیم کنند.رهبران باید از مشارکت و رغبت کامل کارمندان خود مطمئن باشند. ما در سمینارهای خود به هرشرکت کننده ای کمک می کنیم تا اهدافی برای کارمندان خود تعیین کنند و در دست یابی به این اهداف از فرایند الف)چشم انداز بلند مدت، ب)اهداف بلند مدت، ج) اهداف کوتاه مدت، د) وظایف، ه)جدول زمانی و و)پی گیری، استفاده کنند.

© M.Khorasani Consulting