1) متغیرهای فرهنگی: متغیرها و پارامترهای مختلفی وجود دارند که می توان براساس آن ها فرهنگ های مختلف را با هم مقایسه کرد.یک تئوری در این رابطه ازسوی ترومپنارز بیان شده عبارت است از:

 

 

الف) عام گرایی- خاص گرایی : این بعد به ﻤﺪﻴﺮﺍﻥ و مهاجران کمک می کند تا استاندارد های روابط را بسنجند.جوامع عام گرا قوانین و التزام های عمومی را مهم و یک محل رجوع موثق می شمارند.اما جوامع خاص گرا درالتزامات خود تابع شرایط خاصی هستند که در موقعیت های مختلف پیش می آورند.

ب)فردگرایی-جامعه گرایی: شناخت این بعد ﻤﺪﻴﺮﺍﻥ و مهاجران را قادر می سازد تا بین فرهنگ های فردگرایانه و جامعه گرایانه تمایز روشن تری قائل شوند.به صورت کلی، این بعد بر پایه کشاکش دائمی میان منافع شخصی افراد و جوامع و گروه هایی که عضو آن هستند شکل می گیرد.در همه جوامع بیش و کم این کشاکش ها وجود دارد اما این ارزش ها و ادراک های فرهنگی آن جوامع و تاریخچه شان است که در نهایت میزان فردگرایی را تعیین می کند. اگر در جامعه ای احترام به سالخوردگان ارزش باشد، از افراد آن جامعه انتظار می رود که از والدین خود مراقبت کنند. در برخی جوامع فرستادن والدین پیر به خانه سالمندان مذموم است.همین نکته ای که برای نمونه بیان کردیم می تواند در یک مکالمه تجاری که بین افرادی از فرهنگ های مختلف از دو سوی متضاد طیف فردگرایی-جامعه گرایی می آیند مشکل ساز شود و مثلا اگر شخص فردگرا در حین گفت و گو اشاره کند که والدینش را به خانه سالمندان سپرده است موجب سوتفاهم و حتی بدبینی مخاطب جامعه گرای وی می شود. با این وجود نباید از نظر دور داشت که حتی در جامعه گرا ترین کشورهای آسیایی و افریقایی به ویژه در شهرهای بزرگشان تغییرات زیادی به سمت فردگرایی در حال رخ دادن است.  نکته دیگر این که در فرهنگ ای جامعه گرا تصمیمات اغلب گروهی گرفته می شوند

ج) جداگرایی-درهم گرایی :این بعد بین فرهنگ های جدا گرا و درهم گرا تفاوت قایل می شود.در فرهنگ های جدا گرا عناصر هر کلی را جداگانه تحلیل می کنند و در نهایت مجموع آن عناصر را همان کل می گیرند.در حالی که در فرهنگ های درهم گرا هر عنصری جدا از عناصر دیگر و تصویر جامع آن کل نیست. این بعد در واقع رفتار ما در روابط اجتماعی را تعیین میکند. ﻣﺪﻴﺮﺍﻧﻰ که از جوامع جدا گرا می آیند زندگی شخصی و شغلی خود را از هم جدا نگاه می دارند ولی معمولا بین زندگی شخصی و شغلی رهبران بزرگ شده در فرهنگ درهم گرا خط جداکننده روشنی دیده نمی شود و این دو وجه زندگیشان معمولا در هم تنیده است.

د) خنثی- احساسی: این بعد فرهنگی میزان بیان احساسات در فرهنگ های مختلف را مطالعه می کند. این مطالعه را می توان از مشاهده حالات صورت، حالت بدن، حرکات دست، دانگ صدا، زیر و بمی صدا و حتی انتخاب واژگان افراد پی ریخت. همه این
ها بر اساس هنجار های قدرتمند اجتماعی تعیین می شوند .
در فرهنگ های احساسی مردم خیلی زود در احساسات خود را بروز می دهند، در مکالمات به همدیگر نزدیک تر می شوند و دست های خود را به جنبش در می آورند. در فرهنگ های خنثی مردم به ویژه در اماکن عمومی از بروز احساسات خود جلوگیری می کنند.

ه) موفقیت- تکلیف اجتماعی: این بعد فرهنگی بر این حقیقت که چه عاملی تعیین کننده منزلت اجتماعیست متمرکز است. در برخی ، منزلت اجتماعی افراد با موفقیت هایشان سنجیده می شود، در حالی که در جوامعی نیز سن، جنسیت، تحصیلات، کلاس و طبقه تعیین کننده جایگاه اجتماعی افراد جامعه است.این عامل به خصوص در ارتقای شغلی در محیط های کار مشترک بین المللی مهم است.

و) گرایش زمانی :این بعد فرهنگی به دو جنبه توجه دارد. از یک نظر به اهمیتی که جوامع مختلف برای زمان های گذشته، اکنون و حال قائل می شوند و از جنبه دیگر به ساختار زمان در این جوامع می پردازد.اگر جامعه ای اهمیت بیش از حدی به گذشته بدهد، مردم آن عموما آینده را صرفا تکرار گذشته می پندارند.در عین حال، جوامعی که اهمیت بیشتری به زمان حال می دهند، با تجربه های روزمره هدایت میشوند.از سوی دیگر، مردم جوامع آینده گرا همواره به افق دوردست تمرکز دارند و گذشته برایشان اهمیتی ندارد. ساختاربندی زمان دو طریق ترتیبی یا موازی صورت می گیرد. یک ساختار ترتیبی زمان، زمان را به صورت یک رشته وقایع پی در پی می بیند.در جوامعی که چنین فکری بر آن حاکم است، مردم در هر زمان فقط یک کار را انجام می دهند و به زمان ها و قرارها متعهد هستند.از طرف دیگر یک ساختار زمانی موازی، گذشته، حال و آینده را در به هم مرتبط و متاثر میبیند و تعهدات زمان دار هرچند که مطلبوبند ولی به شکل تعهد به آن نگریسته نمی شود. 

ه) داخلی-خارجی: این بعد فرهنگی به معنایی که افراد از محیطشان درک می کنند می پردازد. فرهنگ های با سازوکار کنترل درونی به طبیعت از دید سلطه گرایانه می نگرند و خود را مرجع تصمیم گیری در مورد سرنوشت آن می دانند. این در حالیست که فرهنگ های با کنترل خارجی طبیعت را محیط زیست خود می دانند.

 

بر اساس ابعاد فرهنگی که در بالا ذکر کردیم، ما برای موکلان خود یک تحلیل جامع از کشورها ارائه می کنیم. برای این منظور مواد پژوهشی به روز و تجربه های میدانی را به کار می بندیم تا موکلان ما بتوانند با بهره وری بالا با کشور مورد نظرش ارتباط برقرار کنند.از جمله ما از ابعاد فرهنگی بالا برای پی ریزی یک نیمرخ فرهنگی از کشور میزبان بهره میبریم.



© M.Khorasani Consulting